درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
لینکهای غیر اخلاقی حذف می شوند نويسندگان |
بهترین ها و جدیدترین های اینترنت
در این وبلاگ با جدیدترین تصاویر و جدیدترین مطالب دنیای اینترنت در خدمت شما هستیم
چهار شنبه 3 فروردين 1390برچسب:, :: 10:57 :: نويسنده : حسین
زندگي يك گربه در شيشه مربا يكي از سايتهاي روسيه اعلام كرد كه بچه گربهاي علاقه خاصي به بودن در شيشه مربا و مكانهاي تنگ و باريك دارد. چهار شنبه 3 فروردين 1390برچسب:, :: 10:43 :: نويسنده : حسین
آخرين سرباز جنگ جهاني اول درگذشت به گزارش گروه دفاع و امنيت مشرق به نقل از لس آنجلس تايمز، فرانك بوكلز آخرين سرباز در قيد حياتي كه در جنگ جهاني اول حضور داشت ديروز در سن 110 سالگي درگذشت.
چهار شنبه 3 فروردين 1390برچسب:, :: 9:0 :: نويسنده : حسین
8 راهکار به دست آوردن بصیرت
عوامل و یا راهکارهای عملی کسب بصیرت در دین و معارف آن چیست؟
![]() اجمالا بصیرت به معنای آن است که انسان در گرد و غبار فتنه ها و تاریکی هایی که شیطان ایجاد می کند تا حق و باطل با هم مخلوط شود و انسان ها گمراه گردند, حق را از باطل بازشناسی و راه را گم نکنی. البته این منوط به این است که راه کلی اسلام که همان راه توحید و ولایت است را به درستی شناخته باشی و بدان ایمان کامل داشته باشی و عملا ملتزم شده باشی. أو من کان میتا فأحییناه وجعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون (انعام 122)
بصیرت در لغت برای بصیرت در لغت معانی متعددی نقل گردیده از جمله : بینایى. دانایى. زیرکى. هوشیارى. بینش. آگاهى. چشم خرد. (لغت نامه دهخدا)
بصیرت در اصطلاح شـنـاخـت روشـن و یـقـیـنـی از دیـن، تـکـلیـف، پـیـشـوا، حـجـّت خـدا، راه، دوسـت ودشـمـن، حـق و بـاطل، (بصیرت) نام دارد. (پیامهای عاشورا - جواد محدثی) شهید مطهری در تعریف روشن بینی یا همان بصیرت که تجلی آن در رفتار امام حسین علیه السلام بود می گوید : روشن بینی یعنی چه؟ یعنی حسین (ع) در آن روز چیزهایی در خشت خام میدید که در آیینه هم نمیدیدند. ( مطهری، مرتضی، حماسه حسینی 2، ص84)
راهکارهای عملی کسب بصیرت در روایات معصومین علیهم السلام کسب بصیرت از دو منظر مورد توجه قرار گرفته است که در این نوشتار به اختصار به هر دو محور اشاره می گردد .
اول : موانع کسب بصیرت برخی از امور و گرایش ها در وجود انسان مانع از بصیرت یافتن وی می گردد بگونه ای که با وجود یقین به حقانیت موضوعی ، آن را نادیده گرفته و چشم بصیرت خود را نسبت به آن فرو می بندد که در اینجا به دو مورد اشاره می کنیم : امیرالمومنین علی علیه السلام :هرگاه چشم ظاهری، شهوت را ببیند چشم دل انسان نسبت به عاقبت کار کور گردد 1- دلبستگی به دنیا حضرت علی علیه السلام در این خصوص می فرماید :انّ الدّنیا دار محن، و محلّ فتن، من ساعاها فاتته، و من قعد عنها و اتته، و من ابصر الیها اعمته... بدرستى که دنیا خانه محنت هاست، و جایگاه فتنههاست، کسى که طلب کند آن را هلاکش کند؛ و کسى که به دنبالش نباشد با او بنیکوئى همراهی کند ؛ و هر که نظر کند بسوى آن ، کور گرداند او را ( چشم بصیرت را از او می گیرد )....(شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم ج2 ص 637 ) نمونه های تاریخی این گروه از افراد نیز همچون «عمر سعد» ها که به خاطر دلبستگی دنیا ، چشم بصیرت خود را کور کردند و به مبارزه با حق پرداختند کم نیستند . 2- گرفتار شدن به شهوات و لذت ها امیرالمومنین علی علیه السلام در این باره می فرماید : إِذَا أَبْصَرَتِ الْعَیْنُ الشَّهْوَةَ عَمِیَ الْقَلْبُ عَنِ الْعَاقِبَةِ (137/ 3).هرگاه چشم ظاهری ، شهوت را ببیند چشم دل انسان نسبت به عاقبت کار کور گردد . (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص 305 )
دوم : راه های عملی کسب بصیرت در این خصوص نیز در روایات ما راهکارهای متعددی مطرح گردیده که به برخی از آنها اشاره می نمائیم : 1- شناخت حقیقت ولایت و ولی امر زمانه خود: شناخت ولی امر زمان در اسلام از چنان جایگاهی برخوردار است که بنا به فرموده رسول گرامی خدا صل الله علیه و آله اگر کسی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد همانند کسی است که به مرگ جاهلیت قبل از اسلام مرده است (البحار 23/ 94 الغدیر 10/ 360 اثبات الهداة 1/ 126 تفسیر ابی الفتوح 1/ 508 - الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى ص 108) لذا شناخت خود ولی امر مسلمین در این زمان راهکار اصلی و مهمی است که می تواند انسان را به بصیرت برساند شناخت همانگونه که حضرت علی علیه السلام در سخنانی خطاب به دو تن از یاران خود در این باره می فرماید :فَإِنَّهُ لَا یَبْلُغُ أَحَدٌ مِنْ شِیعَتِنَا حَدَّ الِاسْتِبْصَارِ حَتَّى یَعْرِفَنِی بِالنُّورَانِیَّةِ فَإِذَا عَرَفَنِی بِهَا کَانَ مُسْتَبْصِراً بَالِغاً کَامِلًا... (بحار الأنوار ج26 ص 7 ) هیچ کس از شیعیان به بصیرت نمی رسند مگر اینکه با شناخت من به نورانیت برسند پس هنگامی که مرا به این مقام شناختنند بطور تمام و کمال به بصیرت یافته اند ... 2- داشتن فکر و اندیشه و تجزیه تحلیل مسائل ![]() از دیگر اموری که انسان را به بصیرت سوق می دهد اندیشه و تجزیه و تحلیل جریانات سیاسی و اجتماعی می باشد . علی علیه السلام در این باره می فرماید :أَفْکِرْ تَسْتَبْصِرْ. فکر کن تا بصیرت یابی. لَا بَصِیرَةَ لِمَنْ لَا فِکْرَ لَهُ. نیست بصیرتى از براى کسى که نباشد فکرى از براى او. (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص : 57) البته برای رسیدن به تحلیل صحیح نسبت به جریانات بخصوص جریانات سیاسی باید مواد اصلی آن که اخبار صحیح می باشد را از مجاری صحیح کسب نموده سپس نسبت به آنها فکر و تجزیه و تحلیل نمود 3-دوراندیشی در امور از دیگر اموری که موجب بصیرت یافتن انسان می شود آینده نگری و تدبیر در مسائل و جریانات می باشد حضرت علی علیه السلام فرموده اند :مَنِ اسْتَقْبَلَ الْأُمُورَ أَبْصَرَ (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص : 57) هر که از قبل پیش بینی کند و به پیشواز کارها برود (نسبت به امور دور اندیشی کند) بینا گردد . 4- پیروی از عالمان وارسته امام محمد باقر علیه السلام در وصف علماء ربانی می فرماید :قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْبَاقِرُ ع ... الْعَالِمُ مَعَهُ شَمْعَةٌ تُزِیلُ ظُلْمَةَ الْجَهْلِ وَ الْحَیْرَةِ فَکُلُّ مَنْ أَضَاءَتْ لَهُ فَخَرَجَ بِهَا مِنْ حَیْرَةٍ أَوْ نَجَا بِهَا مِنْ جَهْلٍ .... (الإحتجاج على أهل اللجاج ج1 ص17 ) عالم مانند کسی است که به همراه خود شمعی دارد که بوسیله آن ظلمت جهل و حیرت از بین می رود و هر کس که به نور آن روشنی یافت پس از حیرت خارج شده و از جهل نجات می یابد 5- رعایت ایمان و تقوای الهی یکی دیگر از راهکارهای عملی جهت دست یابی به بصیرت رعایت تقوای الهی می باشد چرا که خداوند متعال می فرماید : «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا؛ اگر تقوا بورزید خداوند قوه تشخیص و جداسازی حق از باطل به شما عنایت می کند» (انفال، آیه 29). پرهیزگاری و انجام واجبات و پرهیز و دوری از محرمات، به انسان نورانیت و روشن بینی درونی می بخشد به گونه ای که انسان در پرتو آن می تواند حق و باطل را از هم تشخیص دهد و به راحتی وسوسه های شیطانی را بشناسد و خود را از دام آن رهایی بخشد و قرآن کریم در این باره می فرماید: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون؛ پرهیزگاران هنگامی که شیطانی پیرامون حریم آنها گردش کند متوجه می گردند و بیدار و بصیر می باشند» 6- عبرت گرفتن از مسائل گوناگون اگر کسی بطور دائم از آنچه که پیراموش می گذرد و یا در گذشته به وقوع پیوسته به دیده عبرت نگاه کند به راحتی می تواند به نتیجه جریانات واقف شده و با بصیرتی که پیدا می کند از گرفتار شدن از هلاکت نجات پیدا کند . حضرت علی علیه السلام در این خصوص فرموده اند :فِی کُلِّ اعْتِبَارٍ اسْتِبْصَارٌ (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص 472 ) در هر عبرت گرفتنى بصیرتی است. از دیگر راههای رسیدن به بصیرت ذکر و یاد الهی می باشد حضرت علی علیه السلام فرموده اند : مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ اسْتَبْصَرَ (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص : 189) یعنی هر که یاد کند خدا را بصیرت یابد و در بیان دیگری این امر را منوت به دوام عبرت گرفتن دانسته اند و بیان دشته اند :دَوَامُ الِاعْتِبَارِ یُؤَدِّی إِلَى الِاسْتِبْصَارِ (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص 472 ) دایم بودن عبرت گرفتن مىکشاند بسوى بصیرت. 7- ذکر و یاد الهی از دیگر راههای رسیدن به بصیرت ذکر و یاد الهی می باشد حضرت علی علیه السلام فرموده اند : مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ اسْتَبْصَرَ (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص : 189) یعنی هر که یاد کند خدا را بصیرت یابد 8-پیمودن مسیر اهل بصیرت به عنوان نمونه یکی از ویژگی های برجسته یاران امام حسین علیه السلام در جریان عاشورا بصیرت می باشد امـام صـادق (ع) دربـاره حضرت عباس (ع) با تعبیر (نافذ البصیره)یاد می کند که گویای عـمـق شـنـاخـت آن شـهـیـد اسـت (کـانَ عـَمُّنـَا الْعـَبـّاسُ بـْنُ عـَلِی نـافـِذَ الْبـَصـیـرَةِ صـُلْبَ الاِْیْمانِ). [اعیان الشیعه، ج 7، ص 430] در زیارتنامه حضرت عباس (ع) نیز می خوانیم: (وَ اَنَّکَ مـَضـَیـْتَ عـلی بـصیرةٍ مِنْ اُمرِکَ مُقتَدِیاً بِالصّالِحینَ) [مفاتیح الجنان، زیارت حضرت عباس (ع)، ص 435] که شهادت او را از روی بـصـیـرت و بـراساس اقتدا به صالحان برشمرده است، نیز می خوانیم: خدا را گواه می گـیـرم کـه تـو هـمـان راهـی را رفـتـی کـه شـهـدای بـدر و دیـگـر مـجـاهـدان راه خـدا پیمودند. (همان) . در زیارتنامه حضرت مسلم بن عقیل نیز بر همین بصیرت در مبارزه و شهادت و پیمودن راه شهدای بـدر و مـجـاهـدان اسـلام و اقـتـدا بـه صـالحان و پیروی از انبیا تأکید شده است، با تعبیراتی همچون: (اَشْهَدُ اَنَّکَ مَضَیْتَ عَلی ما مَضی عَلَیْهِ الْبَدْرِیُّونَ الُْمجاهِدُونَ... وَ اَنَّکَ قَدْ مَضَیْتَ عَلی بَصیرَةٍ مِنْ اَمْرِکَ مُقْتَدِیاً بِالصّالِحیِنَ وَ مُتَّبِعاً لِلنَّبِیّینَ) [همان، زیارت مسلم بن عقیل، ص 403] . بنا براین ما نیز می توانیم با مطالعه زندگی اینگونه افراد ، ویژگی هایی که موجب شد تا به این صفت متصف شوند را پیدا کرده و با الگو قرار دادن رفتار آنها ما نیز در زمره اهل بصیرت قرار بگیریم . گروه دین تبیان
منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه چهار شنبه 3 فروردين 1390برچسب:, :: 9:0 :: نويسنده : حسین
سه شنبه 2 فروردين 1390برچسب:, :: 22:16 :: نويسنده : حسین
پیر زن و کوزه ها : یک پیرزن چینی دوکوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد پس از دوسال سرانجام روزی کوزۀ ترک دار در کنار جویبار به زن گفت : هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم سه شنبه 2 فروردين 1390برچسب:, :: 11:42 :: نويسنده : حسین
با استفاده از ابزار نظرسنجي صورت ميگيرد؛ ترفند دولت آلمان براي جلوگيري از رسمي شدن دين اسلام در اين كشور
راسخون: محافل صهيونيستي تحت الحمايه دولت آلمان، با هدف جلوگيري از بهرسميت شناخته شدن دين اسلام بهعنوان يكي از اديان رسمي در اين كشور اقدام به اجراي طرحي شيطاني تحت لواي "نظرسنجي " كردهاند.
به گزارش فارس از تركيه، به دنبال انتخاب آنگلا مركل، يكي از دوستان نزديك صهيونيستها در آلمان به عنوان نخست وزير اين كشور، ضديت با دين اسلام در آلمان گوي سبقت را از رژيم اشغالگر قدس نيز ربوده است. در همين راستا دولت مركل، كه بنا به گفته كارشناسان يكي از مهره هاي مهم و پشت پرده اسلام ستيزي در غرب و به ويژه در قاره اروپاست، طي روزهاي گذشته با هدف ممانعت از به رسميت شناخته شدن دين اسلام در قانون اساسي آلمان و ايجاد محدوديت براي جامعه مسلمانان آلمان در كليه عرصه هاي فرهنگي و سياسي، اقدام به برگزاري يك نظرسنجي مغرضانه كه ريشه هاي آن در محافل صهيونيستي مشاهده مي شود، كرده است.
اين نظرسنجي در يك پايگاه اينترنتي كه به سفارش دولت آلمان راهاندازي شده برگزار مي شود و طي آن در مورد قرار گرفتن و يا نگرفتن دين اسلام ميان اديان رسمي آلمان، همانند اديان مسيحي و يهودي، سؤال شده و از بازديدكنندگان از اين پايگاه خواسته مي شود كه نظر خود را ابراز كنند. خبرگزاري فارس از كليه مسلمانان داراي احساس مسئوليت دعوت مي كند تا با مراجعه به آدرس پايگاه اينترنتي مذكور در برهم زدن اين بازي صهيونيستي مركل، به مسلمانان ساكن آلمان ياري رسانند. براي اين كار كافي است تا با مراجعه به پايگاه اينترنتي http://www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html و بعد از اشاره گذاري روي قسمت "ja " روي "zur auswertung " كليك نماييد. راسخون سه شنبه 2 فروردين 1390برچسب:, :: 10:52 :: نويسنده : حسین
داستان مردي که به زيارت امام حسين عليه السلام نميرفت
شخصي از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلاي معلّي به اين شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در اين مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زيارت حضرت امام حسين عليه السلام را اراده ميکرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام مي کرد و او را زيارت مينمود؛ تا اين که سرگذشت او را به «سيد مرتضي»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقيب الاشراف» بود رساندند.
سيد مرتضي به منزل او رفت و در اين خصوص او را سرزنش نمود و گفت: « از آداب زيارت در مذهب اهلبيت عليه السلام اين است که داخل حرم شوي و عقبه و ضريح را ببوسي. اين روشي را که تو داري، براي کساني است که در شهرهاي دور ميباشند و دستشان به حرم مطهر نميرسد.» آن مرد چون اين سخن را شنيد گفت: «اي نقيب الاشرف» از مال دنيا هر چه بخواهي از من بگير و مرا از رفتن معذور دار. هنگامي که سيد مرتضي سخن او را شنيد بسيار ناراحت شد و گفت: «من که براي مال دنيا اين سخن را نگفتم؛ بلکه اين روش را بدعت و زشت ميدانم و نهي از منکر واجب است.» وقتي آن مرد اين سخن را شنيد، آه سردي از جگر پر دردش کشيد. سپس از جا برخاست و غسل زيارت کرد و بهترين لباسش را پوشيد و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گريان متوجه حرم حسيني گرديد تا اين که به در صحن مطهر رسيد . نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شريف را بوسيد. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکي که آن را در هواي سرد در آب انداخته باشند، بر خود ميلرزيد و با رنگ و روي زرد، همانند کسي که يک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت ميکرد تا اين که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمين را بوسيد و برخاست و مانند کسي که در حال احتضار باشد داخل ايوان مقدس گرديد و با سختي تمام خود را به در رواق رسانيد. چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسي اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزي کشيد. سپس به آوازي دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سيدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سيدُالشهداء؟ ؛ آيا اينجا جاي افتادن امام حسين عليه السلام است؟ آيا اينجا جاي کشته شدن حضرت سيدالشهداء است؟» «پس فرياد کشيد و نقش زمين شد و جان به جان آفرين تسليم نمود و به شهيدان راه حق پيوست.» ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : abdo_61 rasekhoon
دو شنبه 1 فروردين 1390برچسب:, :: 21:34 :: نويسنده : حسین
بسیاری بر این عقیده اند که از زمانی که خط اختراع شد و انسان توانست آثار خود را مکتوب کند توانست فرهنگ خود را جاودانه کند و آن را اشاعه دهد. کاغذ و اختراع آن تاثیر شگرفی در انتقال فرهنگ و تمدن انسان ها داشت و امروزه هم با وجود وسایل نوظهور مانند محتوای دیجیتالی و Paperless کماکان کاغذ جایگاه خود را حفظ کرده و این شاید معضلی باشد بای محیط زیست انسان. چون برای تولید کاغذ و مداد درختان زیادی باید بریده شوند و این تهدیدی است برای جنگل ها و مایه نگرانی دوستداران محیط زیست. و امروزه راه کارهای زیادی برای استفاده مجدد از منابع موجود ارایه می شود تا شاید بتوان به کمک این راهکارها تا حدودی از مصرف بی رویه منابع محدود کنونی جلوگیری شود.
ادامه مطلب ... دو شنبه 1 فروردين 1390برچسب:, :: 10:39 :: نويسنده : حسین
عید از منظر قرآن
بهار به پیشواز ما آمده است. او در آستانه تحول تمام طبیعت همانند آیینهای چشمان ما را به خود میخواند تا بار دیگر بر تمام آنچه این حركت شگرف طبیعت در خود داراست، بنگریم و بیندیشیم و هر تحول و تغییری را اشارهای به نفس خود برای نوشدن بدانیم.
ویژگی های عید در کلام عیسی علیه السلام
عید در کلام حضرت عیسی علیه السلام در قرآن با چند ویژگی مطرح شده است ؛ نخست آنکه از آسمان لطف و کرامت الهی، ریزشی مبارک انجام شودو مائده ای خدایی فرود آید. دیگر آنکه روز شادی و شادمانی گرددو نه تنها حاضران بلکه پیشینیان و پسینیان نیز از فیض حضورعید بهره برند. سومین اثر آن، نشانه و آیتی از عظمت خداوند باشد (و هماره جاودان بماند) و نکته دیگر رزق و روزی دنیوی در پرتو آن فراهم شود و سفره ای پر نعمت مهیا گردد ؛ « قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ عیسی بن مریم گفت: بارالها! پرودگارا! برای ما از آسمان مائدهای بفرست تا این روز برای ما و كسانی كه پس از ما می آیند، عید باشد كه تو بهترین روزی دهندگانی و آیت و حجتی از جانب تو برای ما باشد.»(مائده ، 114) چنین پیش آمد مقدسی، چنان تاثیری ژرف در آئین مسیحیت نهاد که منشا عیدمسیحیان گردید و روزهای یکشبنه بدین خاطر، روز عید و تعطیل نام نهاده شد تا در آینه این روز تاثیر دعای عیسای مسیح جاودان ماند و پرتو معنویت و آثار آسمانی عید حقیقی بسان صحیفه ای از معرفت، همیشه گشوده بماند.
به راستی عید حقیقی چه روزی است ؟ ریشه واژه عید از عود مىباشد و آن به معناى برگشتن و برگشت دادن است، تغییر انسان و گردیدن خودمان از حالتى به حالت دیگر را " عید " مىگویند . در تعالیم اسلامی عید روزی است كه در آن سود و منفعتی به دست بیاید ؛ هم چنین عید روزی است كه در آن نماز ویژهای برگزار كنند یا خلق از ماتم به شادمانی حركت كنند یا روزی است كه تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد . امام خمینی (ره): " عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " که مىگیرند " عید لقاءالله است. "
حضرت علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه مىفرمایند: « کل یوم لایعصى الله فیه فهوم یوم عید: هر روزى که آن روز را از نور اطاعت حق تعالى روشن سازى و خواست خداى بزرگ و فرمان او را بر خویشتن حاکم سازى و در آن روز معصیت خداوندبارىتعالى انجام نشود ، آن روز " عید " است.» (نهج البلاغه ، حکمت ۴۲۸٫) ؛ چرا که روح آلوده نشده و در نتیجه شادابى و طراوت ریشه دار است. نه تصنعى و ظاهرى که متأسفانه امروزه رسم بر این شده که برخى با درون آلوده و روح فاسد شده، با تبسّم و لبخند ظاهرى مى خواهند اظهار شادى و نشاط نمایند» به طوری که در روایتی از امام زین العابدین(علیه السلام)می خوانیم که می فرمایند : « مبادا کارى کنید که چهره ظاهرى شما زیبا و عمل شما زشت باشد .»
پیروزی غریزه بر وظیفه آرى عید روزى است که وظیفه بر غریزه پیروز شده است. حیوان غریزه دارد و فرشته وظیفه ؛ انسان هم غریزه دارد و هم وظیفه و انسان سعادتمند آن کسى است که وظیفه را فداى غریزه نکرد. بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینی(ره) در مورد عید مىفرمایند: " عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " که مىگیرند " عید لقاءالله است. "
تفاوت در کیفیت عید در نظر معصومین ![]() عید ابراهیم علیه السلام در حقیقت همان قربانى کردن اسماعیل(علیه السلام) و شکستن بتهاى بتخانه ، داخل آتش افتادن ، تنها گذاشتن همسر و فرزند در بیابان بدون آب همه این عملها از سوى حضرت ابراهیم(علیه السلام) عید محسوب مىشد. پیروزى حضرت یوسف(علیه السلام) در برابر نفس اماره و در برابر وسوسههاى گناهآلود زلیخا، این عمل هم براى آن پیامبر عزیز(علیه السلام) عید به حساب مىآمد. ترک همسر و فرزند گناهکار براى همیشه از جانب نوح پیامبر(علیه السلام) این عمل او نیز عید بود و صبر حضرت ایوب(علیه السلام) در برابر ناملایمات و بلاهاى زندگى این عمل صبر ایشان نیزعید است . دعا کردن براى بخشش خداى مهربان از سوى حضرت آدم و حوا(علیه السلام) نیز بعد از اجابت از سوى پروردگار این عمل آنها هم عید بود . در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و به جاى ایشان به استقبال مرگ رفتن از سوى حضرت علی(علیه السلام) نیز عید محسوب مىشد. بیمه کردن اسلام با تقدیم خون خود و فرزندان گرامى و یاران وفادارش و اسیرى خاندانش از سوى آقااباعبداللهالحسین (علیه السلام)این عمل ایشان نیزعید محسوب مىشد و در زمان عطش فراوان و دیدن آب و نخوردن آب نه تنها از سوى ما در ایام روزهدارى بلکه از سوى ماه بنىهاشم حضرت ابوالفضل العباس یعنى عید و به قول حضرت امام(ره) " لقاءالله " است .
شادی هایمان را تقسیم کنیم ! درروز عید به نشاط و شادى خود بسنده نکنیم ، سعى کنیم شادى هایمان را بین دیگران تقسیم کنیم ، امامان معصوم(علیهم السلام)، تلاش داشتند سرور و شادى روز عید را به شکل هاى مختلف به دیگران انتقال دهند مثلاً در شب و روز عید برده ها را آزاد مى کردند(وسائل الشیعه ، ج ۹۸، ص ۱۸۸٫) و ما مى توانیم با کمک به دیگران رفع گرفتارى هاى آنان و…دل شکسته اى را شاد کنیم و غم دیده اى را با نشاط.
فرآوری : زهرا اجلال بخش قرآن تبیان
منابع : - ایکنا - مقاله حمیدرضا افراونده ، رسالت/6322 دو شنبه 1 فروردين 1390برچسب:, :: 10:21 :: نويسنده : حسین
نوروز طبيعت، عيد ولايت ![]() اولين روز بهار، شادابي و طراوتي ويژه دارد و با هيچ يک از روزهاي سال قابل مقايسه نيست. گويا طبيعت، جاني دوباره مي گيرد و زندگي را از نو آغاز مي کند. اما بي شک خداوند، بهار را تنها در گل و گياه و درختان سرسبز خلاصه نکرده است و دايره آن را به مرزهاي ديگر نيز گسترانده است. بهار طبيعت، سالگشت اتفاقات بزرگ و مبارکي است. اين رخدادها چنان پربرکت و ارزشمند هستند که گويي روحي تازه به جان طبيعت مي دمند و لبهاي شکوفه ها را به خنده وا مي دارند. نخستين روز بهار، بنابر آنچه که از امام صادق عليه السلام نقل شده، يادآور حوادث بهار گونه اي است که مهمترين آنها «عيد بزرگ ولايت» است. از امام صادق عليه السلام نقل شده که فرمودند: أَنَّ يَوْمَ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ فِيهِ النَّبِيُّ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الْعَهْدَ بِغَدِيرِ خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَايَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَيْهَا وَ الْوَيْلُ لِمَنْ نَكَثَهَا. (بحار الأنوار، ج 56، ص 119) روز نوروز همان روزي است که پيامبر صلّي الله عليه و آله در غدير خم براي امير مومنان عليه السلام بيعت گرفت و همگان اقرار به ولايت او کردند. پس خوشا به آنکه (بر ولايت او) ثابت بماند و واي به آنکه آن (پيمان) را بشکند. آري، اين بهار ولايت است که هر ساله طبيعت را بهاري مي کند و سرسبزي را به ارمغان مي آورد. نوروز، همان روزي است که پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله در غدير خم بر فراز منبري از جهاز شتران دست علي عليه السلام را بالا برد و او را ولي امر مسلمانان معرفي نمود. گوش ها را که خوب تيز کنيم شايد اين جمله تاريخي پيامبر را در نوروز بشنويم که: مَنْ كنتُ موَلاهُ فعليٌّ مَولاهُ اللّهمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ. (الکافي، ج 1، ص 293) هر كس را که من بر او ولايت دارم على نيز ولايت دار او است. خدايا! دوست بدار هر كه را دوستدار على است و دشمن بدار هر كه را با او دشمنى ورزد.
محاسبه و تطبيق تاريخي اولين پرسشي که ممکن است با ديدن اين روايت در ذهن هر کسي ايجاد شود اين است که «آيا حقيقتا عيد غدير سال دهم هجري با نوروز آن سال مصادف بوده است؟» با محاسبه اي که علامه مجلسي (م 1111) انجام داده، روز عيد غدير يعني «هجدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري» آخرين روز همان سال شمسي بوده که اختلاف يک روز در ماه هاي قمري مساله اي عادي است. چراکه هلال ماه هاي قمري گاهي يک روز ديرتر از آنچه که پيش بيني مي شود، رويت مي گردد و ممکن است هلال ماه ذي الحجه آن سال چنين بوده است. بنابراين تاريخ، قابليت تطبيق اين مساله را دارا است. (بحار الأنوار، ج 56، ص 120) بنابراين نوروز، «سالگشت شمسي عيد ولايت» است و با اين اوصاف رنگ و بويي علوي دارد. اگر کسي بتواند سنتي را زنده کند و راه و رسمي نيکو در جامعه خود بيافريند، ثواب همه آنان که تا روز قيامت به آن عمل مي کنند به حساب جاري او واريز مي شود و هر لحظه حتي پس از مرگ نيز مي تواند از موجودي حساب خود بهره مند شود
پايه ريزي سنتي نيکو پايه ريزي يک رسم شايسته چنان ارزشمند است که پيشوايان ما آن را ستوده و پيامدهاي شايسته فراواني براي آن مطرح کرده اند. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ.» (الكافي، ج 5، ص 9) «هر كس بنيانگذار روشى نيكو باشد، همچون پاداش كسى كه به آن عمل كرده، پاداش دارد و نيز از پاداش همه آنان كه تا روز رستاخيز به آن عمل نمايند، بهره مند خواهد شد، بدون آنکه از پاداش انجام دهندگانش چيزى كاسته شود». بنابراين اگر کسي بتواند سنتي را زنده کند و راه و رسمي نيکو در جامعه خود بيافريند، ثواب همه آنان که تا روز قيامت به آن عمل مي کنند به حساب جاري او واريز مي شود و هر لحظه حتي پس از مرگ نيز مي تواند از موجودي حساب خود بهره مند شود. دليل اين پاداش گسترده هم بسيار روشن است. يک رسم نيکو مي تواند چنان تاثير شگرفي بر نسل هاي آينده بگذراد که ميوه هاي خوش رنگ و بوي آن قابل شماره نباشد و تاثيرات مطلوب آن به صورت تصاعدي همه جا را فراگيرد. همانگونه که يک بدعت نا به جا مي تواند چنان گمراه کننده باشد که نسل ها را با خود به جهنم بکشاند و جوامع را پي در پي بيچاره کند. اما سخن پيرامون تلاقي «اولين روز بهار» با «عيد بزرگ ولايت» است. چه پاداشي خواهيم برد من و شما اگر بتوانيم پايه ريزان يک رسم به جا و مبارک باشيم. رسمي که نوروزمان را برکت بخشد و سال جديدمان را با امير مومنان پيوند دهد.
بزرگداشت عيد ولايت در نوروز حال که روشن شد نوروز، سالگشت شمسي عيد غدير است، پس چرا آن را با اين عنوان پر اهميت جشن نگيريم و بهار طبيعت را با بهار ولايت عجين نکنيم؟ چرا شادابي بر گرفته از طبيعت را طراوتي روحاني نبخشيم و نقش علي عليه السلام را بر جشن طبيعت نزنيم؟ نوروز، روز مبارکي است. اما نه تنها به خاطر لبخند شکوفه ها و سرسبزي چمن زارها که آنها هم مست و شيداي عيد بزرگ تري هستند. بلکه به خاطر لبخند شکوفه گونه پيامبر بر چهره بهارگونه امير. عالم جمادات و نباتات که از شادي چنين جشني سر از پا نمي شناسند و همه جا را گل باران کرده اند و سرور و شادي خود را بر همگان هويدا نموده اند. اما گويا هنوز خبر به عالم انسان ها نرسيده و کسي از اين جشن بزرگ با خبر نشده است. گويا که جمادات از انسان ها پيشي گرفته اند و گوي سبقت را از اشرف مخلوقات عالم ربوده اند. پس بياييد آبروي انسانيتمان را حفظ کنيم و حداقل از بوستان ها و سبزه زارها عقب نمانيم و در روز جشن ولايت، زندگي را با نام امام علي عليه السلام معطر و منور کنيم. بياييد نوروز عالم بالا را دريابيم و همراه با ملائکه به جشن نوروز بپردازيم. بياييد همانگونه که در سالگشت قمري عيد غدير به علوي بودن يکديگر مباهات مي کنيم، در سالگشت شمسي آن نيز زبان و روانمان را معطر به عطر امير مومنان کنيم و اين جمله را با هم زمزمه نماييم که: «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِّکِينَ بِوِلايَةِ اَميرِ المُؤمِنينَ وَ اَئِمَّةِ المَعصُومين.» (الاقبال، ص 464) سپاس خدايي را که ما را از جمله آويختگان به ولايت امير مومنان و امامان معصوم قرار داده است.
سيدمصطفي بهشتي گروه دين تبيان |
|||
![]() |