درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
لینکهای غیر اخلاقی حذف می شوند نويسندگان |
بهترین ها و جدیدترین های اینترنت
در این وبلاگ با جدیدترین تصاویر و جدیدترین مطالب دنیای اینترنت در خدمت شما هستیم
یک شنبه 7 فروردين 1390برچسب:, :: 23:8 :: نويسنده : حسین
ادامه مطلب ... یک شنبه 7 فروردين 1390برچسب:, :: 1:51 :: نويسنده : حسین
از اَصحاب کهف و الرقیم چه می دانید؟
قرآن در آیات نور خود از جوانان مؤمنی نام مى برد كه از آیین بت پرستى دوران خویش بیزارى جستند و با مأوا گزیدن در غار، به رحمت الهى پناه بردند و از درگاه او درخواست هدایت كردند.
![]() خداوند از جوانان مؤمنی یاد می کند که آنان را به مدت 309 سال به خوابى عمیق فرو برد و جایگاه امنى برایشان فراهم ساخت: « أمْ حَسِبْتَ أنّ أصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرّقیمِ كانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبًا إِذْ أوَی الْفِتْیَةُ إِلَی الْكَهْفِ فَقالُوا رَبّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَیِّی لَنا مِنْ أمْرِنا رَشَدًا فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ فِی الْكَهْفِ سِنینَ عَدَدًا ...» (1) . داستان اصحاب كهف، از معدود داستان هایى است كه بر خلاف بسیارى از داستان هاى دیگرِ قرآن، در منابع یهودى به دلایلى از آن یاد نشده، امّا در منابع مسیحى ذكر شده است. ساختار داستان در منابع مسیحى همگونى خاصى با نقل هاى اسلامى دارد و به « هفت خفتگان » و « هفت خفتگان شهر اِفِسوس » معروف است.»(2)
اصحاب کهف در منابع مسیحی داستان اصحاب کهف در منابع مسیحی این گونه وارد شده است: هنگامى كه مسیحیان گرفتار ستمگری هاى امپراتور دیكیوس بودند ، 7 تن از جوانان اشراف زاده شهر « افسوس » در غار وسیع و عمیقى در كوهى ، در كنار شهر پنهان شدند . امپراتور ستمگر براى نابودى جوانان، فرمان داد دهانه غار را با ساختن تپه مستحكمى از سنگ هاى بزرگ و ضخیم ببندند . در این حال ، جوانان به خوابى عمیق فرو رفتند ، این خواب به گونه اى معجزه آسا 187 سال به طول انجامید، بدون آنكه در این مدت به قواى حیاتى ایشان آسیبى برسد . پس از این مدت، بردگان « ادولیوس » كه وارث كوه مزبور بود ، براى احداث ساختمان مجلل روستایى در آن محل ، آن سنگهاى ضخیم را برداشتند . با برداشتن سنگ ها ، اشعه آفتاب به درون غار نفوذ كرد و عامل بیدار شدن جوانان خفته در غار گردید . آنان كه مى پنداشتند ساعاتى اندك در خواب بوده اند، احساس گرسنگى كردند ؛ از این رو بر آن شدند كه یكى از آنان به طور مخفیانه و ناشناس به شهر بازگردد و غذایى فراهم آورد . آنان « جامبلیكوس » را براى این كار برگزیدند ، امّا این جوان ـ اگر روا باشد كه پس از این خوابِ دراز مدت ، نام « جوان » بر وى اطلاق كنیم ـ نتوانست منظره شهر بومى خود را كه پیشتر با آن آشنا بود ، باز شناسد . هراس او هنگامى فزونى یافت كه صلیب بزرگى را بر دروازه بزرگ شهر اِفِسوس مشاهده كرد . لباس شگفت آور و منفرد و لهجه قدیمى و متروك او نانوا را متحیر و سراسیمه كرد . هنگامى كه جامبلیكوس پول قدیمى رایج در دوران امپراتور دیكیوس را به نانوا داد، نانوا پنداشت كه این جوان به گنجى دست یافته است؛ از این رو وى را نزد قاضى برد و در آنجا با تبادل پرسش و پاسخ هایى، داستان حیرت انگیز و دراز مدت نزدیك به دو قرن آنان در غار روشن شد . در پى این رخداد، اسقف شهر اِفِسوس، كاهنان، حاكمان و مردم شهر و حتى خود امپراتور « شیودوسیوس » براى مشاهده غار مورد نظر شتافتند . پس از آنكه 7 جوان ، خود را به حاضران رسانیدند و ماجراى خود را براى ایشان بازگو كردند ، مرگ آنان فرا رسید و با كمال آرامش از دنیا رفتند .(3) قرآن مجید هیچ گونه تصریحى درباره شمار اصحاب كهف ندارد و تنها بیان مىكند كه مردم در عدد اصحاب كهف اختلاف نظر داشته اند؛ برخى ایشان را با سگ همراهشان 4 تن و برخى 6 تن و برخى 8 تن دانسته اند پادشاه دوران اصحاب کهف که بود ؟ در مورد پادشاه دوران اصحاب كهف اختلاف نظر است، امّا بیشتر مورخان پادشاه ظالمى را كه اصحاب كهف از ستم وى به غار پناه برده اند، « دقیانوس » دانسته اند؛ یعنى پادشاه و امپراتور روم كه در تاریخ با نام « دكیوس » یا « دیكیانوس » شناخته مى شود و بین سال هاى 249ـ251 میلادى حكومت داشته است . پادشاه صالحى را نیز كه اصحاب كهف در دوران وى از خواب برخاستند، « تیذوسیوس دوم » دانسته اند و بین سال هاى 408ـ450 میلادى حكومت كرده است. (4) شمار اصحاب كهف، چنان كه از عنوان داستان در منابع مسیحى، یعنى « هفت خفتگان » پیداست، 7 نفر است. برخى نیز آنان را 5 تن و برخى نیز 13 تن نقل كرده اند .(5) نام هاى اصحاب كهف ، طبیعتاً، نام هایى یونانى است ؛ زیرا اِفِسوس ، از شهرهاى یونان است. این نام ها بر اساس منابع مسیحی عبارت است از: مكسملینا، یلمیخا، دیمومدس (دیموس)، امبلیكوس، مرطونس، بیرونس، كشطونس.(6)
اصحاب کهف در لسان قرآن قرآن مجید هیچ گونه تصریحى درباره شمار اصحاب كهف ندارد و تنها بیان مىكند كه مردم در عدد اصحاب كهف اختلاف نظر داشته اند؛ برخى ایشان را با سگ همراهشان 4 تن و برخى 6 تن و برخى 8 تن دانسته اند: « سَیَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَیْبِ وَ یَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُلْ رَبّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما یَعْلَمُهُمْ إِلاّ قَلیلٌ فَلا تُمارِ فیهِمْ إِلاّ مِراءً ظاهِرًا وَ لا تَسْتَفْتِ فیهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا ».(7) غار اصحاب کهف در کجا بود ؟ ![]() درباره مکان غار اصحاب كهف نیز دیدگاه هاى متفاوتى وجود دارد: 1. برخی معتقدند حادثه مزبور در شهر« اِفِسوس » واقع شده و غار مزبور نیز در همان جا قرار دارد و افسوس یا افسیس، از شهرهاى معروف آسیاى صغیر (تركیه كنونى و قسمتى از روم شرقى قدیم) است. ویرانه هاى این شهر هم اكنون در 73 كیلومترى شهرِ « ازمیر » تركیه به چشم مى خورد و در كنار قریه « ایاصولوك » و در كوه « ینایرداغ » هم اكنون غارى بسیار وسیع دیده مى شود كه فاصله چندانى با افسوس ندارد و آثار صدها قبر در آن وجود دارد . ورودى این غار در سمت شمال شرقى بوده و هیچ اثرى از مسجد ، صومعه یا كنیسه در آن به چشم نمى خورد. به عقیده بسیارى، غار مورد اشاره در داستان، همین غار است.(8) 2. برخی دیگر معتقدند غار مزبور در نزدیكى پایتخت اردن، یعنى شهر عمان و در نزدیكى روستاى « رجیب » واقع است. بر بالاى این غار صومعه اى دیده مى شود كه بر اساس پاره اى از قراین ، مربوط به قرن پنجم میلادى است و پس از آنكه مسلمانان آنجا را فتح كردند ، به مسجد تبدیل شد. اطراف این غار از دو سمت شرقى و غربى باز است و آفتاب بر آن مىتابد و ورودى غار در سمت جنوب قرار دارد و در داخل غار 7 یا 8 قبر به چشم مى خورد. در سال 1963 میلادى هیئتى اكتشافى از اردن با حفّارى، به كشف این غار متروك نایل شد.(9) 3. برخی دیگر می گویند غار اصحاب كهف، در بتراء از شهرهاى فلسطین است.(10)برخی نیز معتقدند در كوه « قاسیون » نزدیك دمشق سوریه واقع است.(11) بعضی دیگر هم می گویند در شبه جزیره اسكاندیناوى، در اروپاى شمالى قرار دارد.(12) عده ای هم معتقدند در نزدیكى شهر نخجوان در كشور قفقاز واقع است.(13) علامه طباطبایى بنا به دلایلى دیدگاه اول را، به رغم شهرتش، مردود مى داند. علامه معتقد است از آیه 17 این سوره چنین بر می آید که نور خورشید به هنگام طلوع بر سمت راست غار و هنگام غروب بر سمت چپ آن مى تابیده است؛ بنابراین باید ورودى غار در سمت جنوب باشد، در حالىكه دَرِ ورودى غار موجود در شهر اِفِسوس به سمت شمال شرقى است. مضمون آیه 21 این سوره حاکی از این است که در آن غار یا پیرامون آن، مسجد و عبادتگاهى بنا كردند، درحالىكه در غار اِفِسوس اثرى از مسجد یا صومعه یا عبادتگاه دیگر به چشم نمىخورد. البته در سه كیلومترى آن كنیسه اى وجود دارد كه به هیچ وجه با غار مزبور ارتباطى ندارد؛ بنابراین از میان چند دیدگاه یاد شده، دیدگاه دوم با ویژگی هاى ذكر شده در آیات قرآن سازگار است و برخى روایات نیز آن را تأیید مى كند.(14)
پی نوشت ها :
زهرا رضائیان بخش قرآن تبیان یک شنبه 7 فروردين 1390برچسب:, :: 1:23 :: نويسنده : حسین
صداقت های خطرناک
این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود می گیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر می شود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد. همان طور که در مثل داریم:
جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت
![]() در این شرایط اصلا لازم نیست مقابل همسرتان جبهه بگیرید و شروع کنید به نقض کردن گفته های او و حتی بدتر از آن پرونده تمام حرف هایی را که مادرشوهرتان به شما زده و شما را آزرده، باز کنید. بگذارید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان به شکلی منطقی و باگذشت حل شود و روی روابط شما با همسرتان سایه نیندازد.
• بدتر از آن وقتی است که شما از خانواده نامزدتان دلخورید و اتفاقا ماجرایی پیش می آید که نامزدتان هم از یکی از اعضای خانواده اش دلخور می شود و این دلخوری را با شما درمیان می گذارد. بعد از آن شما شروع به برشمردن تمام بدی های آن فرد می کنید و باز داستان دلخوری هایتان را از او سر می دهید و حتی کاسه داغتر از آش می شوید و از خود همسرتان هم بیشتر بد طرف مقابل را می گویید! یادتان باشد که همسر شما هر قدر هم که در آن لحظه عصبانی باشد، دوست ندارد از زبان نفر سومی مثل شما خطاهای خانواده اش را بشنود. این لحظات در ذهن همسر شما ثبت می شود و اگر زمینه تلافی کردن او را فراهم نکند، قطعا او را از شما دل چرکین می کند و باعث می شود دفعات بعدی درد دل هایش را با شما در میان نگذارد.
• برعکس این هم اشتباه است. لازم نیست در این شرایط دایه مهربان تر از مادر شوید و شروع کنید به خوب گویی افراطی از کسی که همسرتان را دلخور کرده! شما فقط شنونده باشید و سعی کنید همسرتان را آرام کنید. بعد از آن هم، وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد، هرگز این مشکل و دلخوری را به یاد او نیاورید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید. مشکلات اعضای خانواده شما با هم، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد • اگر در خانواده شما یا همسرتان، کسی پشت سر همسر شما بدگویی کرد، لازم نیست عین همین حرف ها را کف دست همسرتان بگذارید. در غیر این صورت، آتشی در می گیرد که خودتان در آن خواهید سوخت. اگر موضوع خیلی اهمیت داشت و پای اشتباهات همسرتان در میان بود، سعی کنید به نرم ترین حالت ممکن، جوری که همسرتان ذره ای متوجه بدگویی دیگری از خودش نشود، ماجرا را با او در میان بگذارید. فقط در حدی که درباره اشتباهش به او هشدار داده باشید و در صورت نیاز، او را متوجه دلخوری طرف دیگر از همسرتان کرده باشید. آن هم با نیت این که همسرتان را به دلجویی از آن شخص ترغیب کنید.
• مشکلات اعضای خانواده شما با هم، مشکلات شخصی خواهر شما با همسرش یا حتی رازهایی که یک دوست به عنوان درد دل با شما در میان می گذارد، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد. همین و بس. دانستن جزئیات هیچ ضرورتی ندارد و کمکی به زندگی دو نفره شما نخواهد کرد.
![]() • این که تمام پسرهای فامیل و دوست و آشنا روزی آرزوی ازدواج با شما را داشته اند (خانم محترم!) یا مادر شما به محض تمام شدن سربازی تان یک لیست بلند بالا از دختران دم بخت در اختیارتان قرار داده که از قضا همه شان علاقه مند ازدواج با شما بوده اند(آقای محترم!)، چیزی نیست که بخواهید با نامزدتان در میان بگذارید. مگر آنکه بخواهید پای بی اعتمادی، سرخوردگی، تحقیر و احساس ناامنی را به زندگی تان باز کنید. همه موارد این چنینی را پشت در محضر جا بگذارید و زندگی جدیدتان را تنها با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید شروع کنید.
• این که در خیابان کسی مزاحم شما شده است، یا آرایشگر جدید محله تان که از نامزد داشتن شما خبر نداشته، برایتان خواستگار پیدا کرده است (خانم محترم) موردی است که نه تنها نباید به همسرتان بگویید بلکه خودتان هم در همان لحظه باید فراموشش کنید. گفتن از این مسائل این حس را در همسر شما به وجود می آورد که هر زمان ممکن است شما را از دست بدهد و این اصلا حس خوشایندی نیست.
مریم آقابزرگ
بخش کلوب ازدواج تبیان
![]()
خیلی ها فکر می کنند که درست از لحظه ای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین می رود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفته ای زندگی عاشقانه شان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند.
جمعه 5 فروردين 1390برچسب:, :: 8:24 :: نويسنده : حسین
- بزرگترین قاره : اسیا
- بزرگترین اقیانوس : ارام
- بزرگترین شبه جزیره : عربستان
- بزرگترین جزیره جهان : استرالیا
- بزرگترین دریا ی جهان : مدیترانه
- بزرگترین دریاچه جهان : خزر یا مازندران
- بزرگترین خلیج جهان : مکزیکو
- بزرگترین کشور جهان : روسیه
- طولانی ترین رود جهان : نیل
- پر اب ترین رود جهان : امازون
- بلند ترین ابشار جهان : انجل در ونزوئلا
- بلند ترین سد جهان : روگونسکی در تاجیکستان
- کوچک ترین کشور جهان : واتیکان
- پر جمعیت ترین کشور جهان : چین
- پر جمعیت ترین شهر جهان : توکیو
- وسیع ترین بیابان جهان : صحرای بزرگ افریقا
- بلند ترین قله جهان : اورست
- بلند ترین کوه اتشفشان جهان : اکونگاگوا در آرژانتین
- پست ترین ناحیه در خشکی ها : اطراف بحرالمیت در اردن
- عمیق ترین ناحیه ی : گودال ماریال
- عظیم ترین یخچال ها : یخچال های قطب جنوب
- پر بارن ترین ناحیه : چراپونچی
- کم بارش ترین ناحیه : بیابان اتاکامی
- گرمترین ناحیه ی جهان : العزیزیه در جنوب لیبی
- سردترین ناحیه ی مسکونی : اویمیاکن در سیبری
- بزرگترین مجمع الجزایر جهان : اندونزی
- بزرگترین فلات زمین : تبت
- بزرگترین دلتای زمین : سندرین در بنگلادش
- عمیق ترین دریاچه : بایکال در روسیه
منبع:/iranelmi.blogfa.com shadab.persianblog.ir جمعه 5 فروردين 1390برچسب:, :: 7:53 :: نويسنده : حسین
پنج شنبه 4 فروردين 1390برچسب:, :: 21:46 :: نويسنده : حسین
بشارتهای موعود جهانی ![]()
همه ادیان آسمانی و غیر آسمانی معتقدند که در پایان جهان موعودی خواهد آمد که به ظلم و ستم پایان میدهد و بشر را به سوی سعادت رهنمون میشود. این موجود موعود در هر یک از ادیان نامی دارد و آمدنش پیشگویی شده است.
قرآن قرآن کریم که مهمترین منبع اسلامی است، در این زمینه یک بحث کلی و اصولی دارد، بدون اینکه وارد جزئیات بشود؛ یعنی خبر از تحقق یک حکومت عدل جهانی در سایه ایمان میدهد. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ «خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینی را که به رایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند».1 مواردی که در این آیه از جانب خدا به انسانهای صالح که اعمال شایسته انجام دادهاند، وعده داده شده این امور سهگانه است: استخلاف فی الارض؛ تمکین دین؛ تبدیل خوف به امنیت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «خواهد آمد روزی که عهد ذلت و خواری ظالمان و منافقان و ملحدان است و روز عزت و رفعت و عبادت و بندگی مؤمنان و آن روز، روز ظهور مهدی است که از تمام مراتب دین چیزی نباشد که نداند و یا داند و نفرماید».2 از امام محمد باقر علیه السلام در تفسیر این آیه آمده است که فرمود: «این آیه اشاره به قیام قائم است».3 «قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُهَا مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لْمُتَّقِینَ»؛ «موسی به قوم خود گفت از خدا یاری جویید و پایداری ورزید که زمین از آن خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد میدهد و فرجام [نیک] برای پرهیزگاران است».4 در حدیثی از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: « دولت ما آخرین دولتهاست و اهل بیتی که برای ایشان دولتی باشد، باقی نمیمانند؛ مگر آنکه پیش از ما سلطنت میکردیم، میدیدند؛ هر آینه سلوک مینمودیم مثل سلوک این جماعت و این است قول خدای عزوجل " وَالْعَاقِبَةُ لْمُتَّقِینَ "».5 « وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ « و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد».6 در تفسیر مجمعالبیان در ذیل آیه فوق از امام باقر علیه السلام نقل است: «ایشان اصحاب مهدی در آخرالزمان هستند».7 «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ»؛ « [کیست] آن کس که درمانده را چون وی را بخواند، اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میگرداند و شما را جانشینان این زمین قرار میدهد؛ آیا معبودی با خداست؟ چه کم پند میپذیرید».8 امام صادق علیه السلام فرمود: «این آیه نازل شده در حق قائم اوست. والله مضطر هر گاه دو رکعت نماز بخواند در مقام ابراهیم و خدای را بخواند؛ پس اجابت میکند او را و برطرف میکند سوء را و او را خلیفه زمین میگرداند».9 در حدیثی از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: « دولت ما آخرین دولتهاست و اهل بیتی که برای ایشان دولتی باشد، باقی نمیمانند؛ مگر آنکه پیش از ما سلطنت میکردیم، میدیدند؛ هر آینه سلوک مینمودیم مثل سلوک این جماعت و این است قول خدای عزوجل " وَالْعَاقِبَةُ لْمُتَّقِینَ "»
تورات و کتب انبیاء پیرو تورات « ... زیرا که شروران منقطع خواهند شد و اما متوکلان به خداوند، وراث زمین خواهند شد. هان، بعد از اندک مدتی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود. اما حکیمان (صالحان) وارث زمین خواهند شد».10 «ای خدا شرع و احکام خود را به ملک و عدالت خود را به ملکزاده عطا فرما تا اینکه قوم تو را به عدالت و فقرا ترا به انصاف حکم نماید ... از دریا تا به دریا و از نهر تا به اقصی نقاط زمین سلطنت خواهد نمود. صحرانشینان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاک را خواهند بوسید... بلکه تمامی ملوک با او کرنش خواهند نمود و تمامی امم، او را بندگی خواهند کرد ... اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد و تمامی زمین از جلالش پر شود».11 «و نهالی که از تنه یسی بر آمده، شاخهای از شاخههایش قد خواهد کشید. ذلیلان را به عدالت حکم، و برای مسکینان زمین به راستی تنبیه - و مایه بیداری - خواهند بود. کمربند کمرش عدالت، و وفا نطاق میانش خواهد بود، و گرگ با بره سکونت داشته و طفل کوچک راعی (شبان) ایشان خواهد بود ... و در تمامی کوه مقدس من هیچ فرد ضرر و فساد نخواهد کرد؛ زیرا که زمین از دانش خداوند مثل آبهایی که دریا را فرو میگیرند، پر خواهد شد».12
انجیل «چون که برق از شرق میآید و تا به مغرب ظاهر میگردد، آمدن فرزند انسان نیز چنین خواهد بود ... خواهند دید فرزند انسان را برابرهای آسمان که میآید با قدرت و جلال عظیم! و فرشتههای خود را (یاران خود را) خواهد فرستاد با صور بلند آواز و آنان برگزیدنشان را جمع خواهند نمود».13 «کمرهای خود را بسته و چراغهای خود را افروخته دارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میشکند ... تا هر وقت بیاید و در بکوبد، بیدرنگ برای او باز کنید ... زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید، پسر انسان میآید».14 «پس بر حذر و بیدار شده دعا کنید؛ زیرا که نمیدانید که آن وقت کی میشود ... زیرا نمیدانید که صاحبخانه کی میآید؛ در شام یا نصف شب یا بانک خروس یا صبح».15
کتب زرتشت «آنگاه پیروزی بزرگ از طرف ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیک بختی خواهند نشست».16 «مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر، بزرگ تن و بزرگ ساق و بر آیین جد خویش و با سپاه بسیار و روی به ایران نهد و آبادانی کند و زمین را داد کند».17 «سوشیانس (نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را همفکر و هم گفتار و هم کردار گرداند».18 «پیش از ظهور سوشیانس، پیمان شکنی و دروغ و بی دینی در جهان رواج مییابد و مردم از خدا دوری جسته، ظلم و فساد و فرومایگی آشکار میگردد و همینها نیز اوضاع جهان را دگرگون ساخته، زمینه را برای ظهور نجات دهنده مساعد میگرداند. وقایعی که مصادف با ظهور میشود، عبارت است از علامات شگفت انگیزی که در آسمان پدید میآید و دال بر آمدن خرد شهر ایزد میباشد و فرشتگان از مشرق و غرب به فرمان او فرستاده میشوند و به همه دنیا پیام میفرستد، اما اشخاص شرور او را انکار میکنند و کاذب می شمارند و نگهبانان پیروزگر آسمانها و زمینهها در برابر او سر فرود میآورند».19 مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر، بزرگ تن و بزرگ ساق و بر آیین جد خویش و با سپاه بسیار و روی به ایران نهد و آبادانی کند و زمین را داد کند
کتب هندوها «پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلائق دو جهان «کشن» بزرگوار تمام شود. راه کسی باشد که بر کوههای شرق و غرب دنیا حکم براند و فرمان کند و ... دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او «ایستاده» (قائم) باشد و خداشناس باشد».20 «پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشد و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگیرد و به آیین خود آورد و همه کس را از مؤمن و کافر بشناسد».21 «چون مدت روز تمام شود، دنیای کهنه نو شود و زنده گردد و صاحب ملک تازه پیدا شود، از فرزندان دو پیشوای جهان که یکی ناموس آخرالزمان (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و دیگری صدیق اکبر؛ یعنی وصی بزرگتر وی که نام او «پشن» (حضرت علی علیه السلام) است و نام آن صاحب ملک، «راهنما» (هادی و مهدی) است؛ به حق پادشاه شود و خلیفه «رام» (خدا) باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد».22 زهرا رضائیان بخش مهدویت تبیان
پی نوشت: 1. نور: 55. 2. نجم الثاقب،ص 128. 3. مکارم شیرازی، ناصر، مهدی انقلابی بزرگ، ص 124. 4. اعراف: 128. 5. نجم الثاقب، ص 140. 6. انبیاء: 105 . 7. مجمع البیان، مجلد 4، بخش دوم، ص 67 . 8. نمل: 62 . 9. نجم الثاقب ، ص 8 – 87 . 10. صادقی، محمد، بشارات عهدین، ص 244 . 11. همان، ص 248 . 12. بشارات عهدین، ص 252. 13. بشارات عهدین، ص 274. 14. بشارات عهدین، ص 277. 15. همان. 16. بشارات عهدین، ص 243 و 237 . 17. بشارات عهدین، ص 243 و 237 . 18. جاماسب نامه، ص 121. 19. همان. 20. بشارات عهدین، ص 242 . 21. بشارات عهدین، ص 245 . 22.مهدی انقلابی بزرگ، ص 54 .
پنج شنبه 4 فروردين 1390برچسب:, :: 16:49 :: نويسنده : حسین
این بار از سایت بزرگ دانلودها ، بازی جدید و جذاب Mission Cobra Strike را در اختیار شما عزیزان قرار داده ایم. این بازی با فرمت جاوا و در سایزهای ۱۲۸×۱۶۰, ۱۷۶×۲۲۰, ۲۴۰×۳۲۰ می باشد. امید است با دریافت و استفاده از این بازی لذت ببرید.
|
|||||||
![]() |